اینجا محل تبلیغات شماست

اینجا محل تبلیغات شماست

آوای مرز : درختان و جنگل ها کارکردهایی از جمله جذب پرتوها، جذب گرد و غبار، تعدیل آب و هوا و حتی کاهش آلودگی صوتی دارند اما با بی مهری تمام توسط انسان ها در حال از میان رفتن هستند تا جایی که خطر نابودی آنها را تهدید می کند.

«درختانی که با سوء مدیریت ازمیان می روند؛ حفظ هویت ملی با ضرورت توجه به میراث تاریخی و خلاقیت والدین در تربیت کودکان» از جمله مهمترین موضوعات اجتماعی و فرهنگی محسوب می شود که در مطبوعات امروز (یکشنبه) برجسته شده است.

**درختانی که با سوء مدیریت از بین می روند
این روزها انگار توجه به محیط زیست و جنگل ها از یاد همه رفته است چرا که هر روز اخباری از نابودی جنگل ها و درختان روی خط رسانه ها می رود و کمتر فردی به فکر حفظ کردن آنهاست. قاچاق زغال، آتش سوزی، قطع بی رویه درختان برای ویلا سازی و ساخت و ساز و … از جمله مهمترین خطرهایی هستند که محیط زیست کشور را به تهدید روبرو کرده و عواملی که دست به دست هم داده‌اند تا در پنج دهه اخیر به‌طور متوسط سالانه ۱۰۰ هزار هکتار از جنگل‌های کشور تخریب شود یا کیفیت خود را از دست بدهند.

روزنامه «شرق» در گزارشی با عنوان «اجاره جنگل به زغال‌گیران زاگرس» نوشت: کارگران کوره‌های زغال‌گیری با دستانی که مثل زغال سیاه شده لابه‌لای چوب‌هایی که روزگاری سبز بودند، حرکت می‌کنند و به‌سرعت زغال‌های خارج‌شده از کوره را الک می‌کنند. زغال‌ها پس از خاک‌گیری بسته‌بندی شده و به بازار مصرف ارسال می‌شوند. البته با توجه به ممنوعیت تولید زغال از چوب‌آلات جنگلی، هرچه زغال جنگلی در بازار باشد، قاچاق محسوب می‌شود اما این روزها به‌راحتی زغال‌های قاچاق را با قیمت‌هایی کمتر از زغال‌های باغی که مخصوص قلیان است، در بازارها می‌توان یافت. بسته‌بندی‌های شیک‌تر که در جعبه‌های مقوایی انجام می‌شود، مختص به زغال قلیان است و عرضه فله‌ای هم مربوط به زغال‌های جنگلی است که برای تولید کباب از آن استفاده می‌شود.

در ادامه آمده است: مراکز تولید زغال قاچاق و غیرقاچاق در حاشیه جنگل‌های هیرکانی یا زاگرس متمرکز هستند اما حتی تاغ‌زارهای مناطق خشک مرکزی هم از کوره‌های زغال‌گیری در امان نمانده‌اند. در حالی که تولید زغال جنگلی با توجه به قوانین موجود ممنوع بوده و فعالیتی قاچاق محسوب می‌شود، زغالگیران زاگرس می‌گویند که جنگل به آنها اجاره داده می‌شود تا درختان خشک را تبدیل به زغال کنند.

روزنامه «صبح نو» در گزارشی با عنوان «نابودی جنگل‌های زاگرس به بهانه ایجاد اشتغال» آورده است: حال جنگل‌های ایران خوب نیست. جنگل‌های شمال کشور که هیرکانی نامیده می‌شوند و قدمت سه تا ۶۰میلیون ساله دارند، جزو قدیمی‌ترین جنگل‌های جهان به‌شمار آمده و حتی جزو سرمایه‌های جهانی زیست کره محسوب می‌شوند؛ اما در سال‌های گذشته به‌دلیل مدیریت اشتباه در حفاظت از این سرمایه‌ها عرصه‌های وسیعی از آن‌ها به‌دلیل طمع قاچاقچیان چوب، ساخت‌و‌سازها و انواع آفت‌ها از بین رفته است. برای حفاظت این جنگل‌ها طرح تنفس جنگل‌ها در شمال اجرایی شده، اما حالا خبر می‌رسد که نفس جنگل‌های غرب کشور گرفته است.

در ادامه می خوانیم: جلال محمودزاده، نماینده مردم مهاباد در مجلس شورای اسلامی نیز در روزهای اخیر درباره افزایش حضور قاچاقچیان چوب و سودجویان در جنگل‌های زاگرس هشدار داده است. وی با بیان اینکه طی بازدید از حوزه انتخابیه در مسیر جاده مراغه به تهران صدها خودرو در حال حمل چوب درختان زاگرس بودند، افزود: «متأسفانه متخلفان زیر سایه ضعف نظارت و برخورد محیط‌زیست، سازمان جنگل‌ها و نیروی انتظامی درختان را از ریشه کنده و به راحتی از مسیرهای رسمی منتقل می‌کنند.»

روزنامه «همدلی» در گزارشی با عنوان «درختان خیابان ولیعصر دلتنگ گذشته» نوشت: خیابان ولیعصر به تنهایی شاید فقط نامی باشد، اما این خیابان با درخت‌های زیبا، بلند و قطور خود تهران را به دو نیم می‌کند. درختانی که براساس نوشته‌ها در ابتدای جوانی تعدادشان به ۶۰هزار اصله می‌رسید و انگار که با توسعه شهر و شروع مدیریت افسارگسیخته شهری بخصوص در یکی دودهه اخیر، این تعداد درخت به زیر ۱۰هزار اصله رسیده است و حال همان درختانی که روزگاری هوای تهران را تلطیف می‌کردند وایستاده بودند که شهر را از آلودگی نجات دهند، خود نتوانستند زیر بار آلودگی‌های سوءمدیریتی و بی‌آبی و بی‌توجهی دوام بیاورند و یکی پس از دیگری جای خود را به شاخه‌های کوچکی دارند که یقینا این شانس را نخواهند داشت که بسان سلف خود به عمری شصت هفتاد ساله برسند.

در ادامه این گزارش آمده است: خیابان ولیعصر همیشه به بلندبالایی درختان خود می‌نازید و تهرانی‌ها را زیر سایه‌سار شاخه‌های گسترده چنارش، فرامی‌خواند، اما چند سال است که این خیابان هر روز در هر قدمش یک درخت بلند و تنومندش را از دست می‌دهد. اگر همین روند ادامه یابد چه بسا این خیابان تا یکی دو دهه آخر، در مقابل آلودگی‌های دودی، بی‌آبی و بی‌توجهی قافیه خود را ببازد و آنگاه به گذشته‌های زیبا و مشجر خود هم غبطه بخورد و هم بنازد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سایر خبرها

اینجا محل تبلیغات شماست

اینجا محل تبلیغات شماست