آوای مرز / شاهرخ احمدزاده : رویکرد نوین به رسانه در دستگاه قضا و تحلیل مدل مدیریتی دادگستری آذربایجان غربی در قامت یک راهبرد حکمرانی موضوعی است که در سالهای اخیر به یکی از دغدغههای اصلی نظام حقوقی تبدیل شده است. در نظام حکمرانی جمهوری اسلامی ایران دستگاه قضایی فراتر از یک نهاد فصل خصومت به عنوان یکی از ستونهای اصلی پاسداری از حقوق عامه و بازسازی اعتماد اجتماعی شناخته میشود. مأموریت اصلی این نهاد یعنی اجرای عدالت و احقاق حق زمانی به کمال میرسد که در بستر افکار عمومی به درستی تبیین و روایت شود.
در این میان روابط عمومی نه یک پیوست تشریفاتی بلکه به عنوان مغز متصل سیستم قضایی با بدنه جامعه نقشی حیاتی ایفا میکند. تحلیل دقیق کنشگری دکتر ناصر عتباتی رئیس کل دادگستری استان آذربایجان غربی نشان میدهد که وی با درکی عمیق از اقتضائات عصر ارتباطات پیوندی استراتژیک میان میز قضاوت و ساحت رسانه برقرار کرده است. این رویکرد که روابط عمومی را در تراز حکمرانی قضایی ارتقا میدهد فراتر از انتشار اخبار روتین به دنبال ایجاد یک گفتمان دوسویه میان حاکمیت و مردم است.
در واقع برای فهم دقیق این مدل مدیریتی باید به این نکته توجه داشت که عدالت بدون پیوست رسانهای ناقص میماند زیرا جامعهای که ثمرات عدالت را لمس نکند یا روایت صحیحی از آن دریافت ننماید دچار فرسایش سرمایه اجتماعی خواهد شد.
در ادبیات نوین قوه قضائیه که با تدوین سند تحول و تعالی و تأکیدات مستمر رییس قوه قضائیه حجتالاسلام محسنی اژهای جان تازهای گرفته است شفافیت و پاسخگویی به عنوان اولویتهای غیرقابل انکار مطرح شدهاند. مرکز رسانه قوه قضائیه و خبرگزاری میزان در سطح کلان گامهای بلندی برای تغییر تصویر سنتی عدلیه برداشتهاند اما آنچه در سطح استانها رخ میدهد تعیینکننده نهایی میزان رضایتمندی عمومی است.
در این چارچوب آذربایجان غربی به واسطه مدیریت دکتر عتباتی به یک آزمایشگاه موفق برای پیادهسازی حکمرانی قضایی رسانهمحور تبدیل شده است.
او با تغییر پارادایم از روابط عمومی توصیفی به روابط عمومی تبیینی و تحلیلی نشان داده است که چگونه میتوان از ظرفیتهای خبری برای تحکیم پایههای اقتدار قضایی بهره برد. جوهر اصلی دیدگاههای رئیس کل دادگستری آذربایجان غربی بر این اصل استوار است که روابط عمومی باید حلقه وصل ناگسستنی میان دستگاه قضا و توده مردم باشد.
این تعبیر در حقیقت بازخوانی مفهوم حکمرانی مردمی در قلمرو عدالت است. وقتی از روابط عمومی در تراز حکمرانی سخن میگوییم مقصود ما نهادی است که قدرت رصد اجتماعی داشته باشد و بتواند نبض جامعه را در اختیار مدیریت کلان قرار دهد. در نگاه دکتر عتباتی روابط عمومی صرفاً بازتابدهنده رویدادها نیست بلکه خود خالق فرصتهایی برای ترمیم رابطه مردم و حاکمیت است. یکی از درخشانترین ابعاد این سبک مدیریتی اصرار بر حضور روابط عمومی در متن جامعه است.
در ساختار سنتی روابط عمومیها اغلب در پشت میزهای اداری محصور میماندند و تنها به ارسال فکس یا ایمیل اطلاعیهها بسنده میکردند. اما در مدل آذربایجان غربی روابط عمومی مأموریت دارد به دل تودهها نفوذ کند مسائل و چالشهای عینی مردم را شناسایی نماید و آنها را بدون واسطه به مدیریت قضایی منتقل کند.
این رویکرد به معنای تغییر نقش روابط عمومی از یک مبلغ صرف به یک دیدهبان تیزبین است که میتواند بحرانهای احتمالی را پیشبینی و از بروز نارضایتیهای گسترده جلوگیری کند. نقطه آسیبشناختی که در سخنان دکتر ناصر عتباتی در بزرگداشت روز ملی ارتباطات در جمع مسئولین روابط عمومی دستگاه های قضایی به وضوح دیده میشود اشاره به لکنت زبان در روایت دستاوردهاست.
این مسئله که از سوی مقام معظم رهبری نیز در قالب ضرورت جهاد تبیین مطرح شده ریشه در این واقعیت دارد که بسیاری از کنشهای ایجابی و گرهگشای دستگاه قضا به دلیل ضعف در اطلاعرسانی صحیح در هیاهوی رسانههای معاند یا خلأهای ارتباطی گم میشوند.
برای نمونه هنگامی که دادگستری آذربایجان غربی در پروندههای کلان مانند تعیین تکلیف کالاهای اساسی در گمرکات وارد میشود یا در توقیف اموال ۱۲۹ نفر از معاندین در جریان خیانت جاسوسی یا مجازات جواسیس همکار با رژیم های صهیونی و آمریکایی همچنین در ترویج رافت و انفاق در حوزه صلح و سازش پروندههای قصاص به موفقیتهای چشمگیری دست مییابد این وظیفه روابط عمومی است که این پیروزیهای حقوقی را به نفع امید اجتماعی مصادره کند.
دکتر عتباتی با تأکید بر موضوع امیدآفرینی مرز میان تبلیغات کاذب و تبیین واقعگرایانه را به خوبی ترسیم کرده است. او معتقد است امیدآفرینی یعنی روایت صادقانه تلاشهای ملموس برای حل مشکلات مردم. وقتی جامعه میبیند که رئیس کل دادگستری و تیم همراه او برای حمایت از خانواده زندانیان یا توسعه اشتغال در ندامتگاهها شخصاً وارد میدان میشوند و رسانه نیز این دغدغهمندی را به درستی منعکس میکند حس امنیت قضایی در جامعه تقویت میشود. این دقیقاً همان نقطهای است که رسانه و قضاوت در خدمت خیر عمومی قرار میگیرند. مؤلفه دیگری که در این راهبرد مدیریتی خودنمایی میکند تعریف هوشمندانه خانواده بزرگ دادگستری است.











