آوای مرز / شاهرخ احمدزاده : عصر تعطیل جمعه، به دعوت دوستی قدیمی از عوامل پشت صحنه تئاتر ارومیه، همراه خانواده راهی تالار شمس شدیم تا اجرای جدید «مشدی عباد» را ببینیم؛ اپرت کمدی موزیکال جاودانه عزیز حاجیبیگاف با کارگردانی آراز عیسینژاد.
سالن شمس که همیشه نوید تجربهای گرم میداد، آن شب سرد و نیمهخالی بود. بلیتها ابتدا ۲۵۰ هزار تومان بود، اما در نهایت رایگان اعلام شد؛ تصمیمی احتمالاً از سر ناچاری، چون حتی رایگان هم هیچ سانسی پر نشد.
ولی لطفدخت در نقش مشدی عباد تاجر ۵۵ ساله حضوری درخشان داشت؛ لهجه غلیظ، حرکات طنزآمیز و دیالوگهای پرمعنا، لحظههای زیبا خلق کرد. علی دستوان، لیلا حقیقی، منیره زینالی، مرتضی جوادیان، ناصر پیرآقالو، اکبر سعادت، رضا مختاری، آیدین لطفدخت، سید هاشم سید نظری، رضا دلیر، علیرضا همتی، لیلا نوری، معصومه خورابلو، سیامک جهانبخش، علی اکبر همتی، فاطمه نجفی و زهرا موسیالرضایی همراه کارگردان، تلاشی ستودنی برای احیای این میراث فولکلوریک آذری نشان دادند. طراحان صحنه، تنظیمکنندگان آهنگ، نورپرداز و تیم گریم و تبلیغات همگی ماهها زحمت کشیده بودند.
درد اصلی اما بیرون صحنه بود: استقبال ضعیف، تبلیغات محدود به تیوال، نبود بنر شهری و حمایت شهرداری ارومیه. رسانههای محلی هم کمرنگ بودند. در پایان، گلایه کارگردان و بازیگر اصلی از عدم همکاری نهادها کاملاً قابل درک بود. تنها اداره ارشاد سالن محدودی در اختیار گذاشته بود؛ حمایتی ناچیز در برابر هزینههای سنگین تولید، دستمزد هنرمندان و حمل دکور که احتمالاً از جیب شخصی عوامل تأمین شده بود.
در روزگاری که بحران اقتصادی نشاط را ربوده، احیای تئاتر ترکی و فولکلور آذری چه رسالتی مهمتر برای شهرداری، انجمن نمایش و ارشاد دارد؟ این آثار پلی است میان نسل جوان و هویت فرهنگیشان؛ فرصتی برای طنز اجتماعی و نقد سنتهای کهنه.
و در نهایت، بازی زیبای رضا دلیر در نقش حمالی که تا آخر نمایش حق ناچیز خود را از مشدی عباد نگرفت، یادآوری تلخی بود: ما هم مثل او، در عصر تورم، هنوز یک پاپسی از مسئولان انتظار نداریم.
مشدی عباد با همه کاستیها نشان داد هنر زنده است، اما برای بالندگی نیاز به حمایت دارد. امیدوارم این اجرا آغاز بیداری نهادهای فرهنگی ارومیه باشد تا نسل جوان در آغوش فولکلور خود آرام گیرد.











